ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
364
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
پس از ايجاد كرتها و جوبههاى بسيار دقت مىكنند كه فقط ريشهها آبيارى شود . براى آنكه بهترين حاصل بدست آيد نمىگذارند كه بيش از دو تا سه خربوزه بر يك بوته بماند و برسد . پس از آنكه خربوزه به اندازهء مشت آدمى بزرگ شد براى محافظت در برابر حشرات و آفتابزدگى و همچنين زودرس شدن ، آن را با ماسه مىپوشانند و هرچند روز يكبار آن را برمىگردانند تا در شهريور و مهرماه كاملا برسد . عاقبت پوست آنچنان نازك و شكننده مىشود كه كوچكترين تكان و ضربهاى بخصوص به هنگام طلوع آفتاب آن را مىتركاند ؛ سپس محافظين چندى بر آن مىگمارند كه از تاختوتاز اسبها در نزديكى جاليز جلوگيرى كنند . خربوزهاى كه به اين طريق از آن مراقبت شده است داراى سه تا پنج كيلو وزن مىشود . خربوزههاى خوبى ، البته با گوشت سفتتر و قدرى شورمزه در زمينهاى نمكدار پيش از كوير كاشان و قم بدست مىآيد . اصولا خربوزه در زمين شوره خوب به عمل مىآيد درحالىكه هندوانه در آن خاك حاصل خوبى نمىدهد . انواع زودرس خربوزه عبارت است از : گرمك كه به گرماى زياد نياز ندارد و حدود نيمهء اول خرداد به بازار مىآيد و گوشت نرم و بىمزهء آن به مزاج لينت مىدهد ؛ طالبى در تيرماه مىرسد و پوست آن داراى خطوط فرورفتهاى است و به خربوزههاى اروپائى شباهت دارد ؛ دستنبو كه پوست آن به مرمر قهوهاى مىماند و بزرگى آن به اندازهء يك پرتقال است ، خوردنى نيست اما چون بوئى خوش دارد از آن براى خوشبو كردن دستها استفاده مىكنند . ريشهء خربوزه در فرهنگ داروئى ايران به عنوان داروئى قىآور مورد استفاده است . از تخم خربوزه روغنى براى سوخت بدست مىآيد ؛ با تخم خربوزهء بوداده زنان حرمسرا براى وقتگذرانى دندانهاى خود را به كار مىاندازند . آب شيرين خربوزه را در بعضى از مناطق مىجوشانند و قوام مىآورند تا آن را مانند شيرهء قند به كار برند . زياد خوردن خربوزه باعث گرمى خون مىشود ، مجارى ادرار را تحريك مىكند و سبب ايجاد ترشحات مخاطى مىگردد ، بطور كلى ثقيل و ديرهضم است ، بخصوص براى مبتلايان به بيمارى سوءهاضمه و به همين دليل در آنها به سهولت ايجاد تب نوبه مىكند يا بيمارى را عودت مىدهد . اروپائيها بايد در اولين سالهاى اقامتشان در اين مملكت در خوردن خربوزه سخت احتياط كنند يا در صورت امكان از آن اجتناب ورزند . در اثر تجربه به اين نتيجه رسيدهام كه خربوزه براى اروپائيهاى تازهوارد على الاطلاق زيانبخش است و در اين مورد ديگر ترديد نبايد روا داشت . هندوانه ( كه نام آن خود حاكى از منشأ هندى آن است ) را يا با آبيارى عمل مىآورند و يا اينكه آن را به امان خدا مىگذارند ( يعنى ديم مىكارند ) تا ريشه و برگهايش به طريق طبيعى تغذيه كند و البته اين حالت اخير بيشتر در شيبهاى كوهستانى عملى است . هندوانههائى كه به صورت ديم به عمل آمدهاند كوچكند اما از نظر عطر دلپسند و شيرين خود از ساير انواع ممتاز . خيوهايها و تركمنها برايم تعريف كردهاند كه آنها تنهء جوانى از بوتهء كتيرا را مىبرند ،